یلدا آمد، شب و شمع و انار و هندوانه و حافظ ، وداع با پاییز و سلام بر زمستان
امشب بلندترین شب است اگرچه تنها یک دقیقه بیشتر ، اما چه کَسی ضرباهنگ گذشت زمان را میشمارد وقتی قلبها برای هم می طپد و در کنار یاران چشمانت از شادی میدرخشد
بارها و بارها حضور عشق را لمس کرده ام، گرمای قلب پدر و آغوش مادر را درمیان برف سپید
اکنون کوله باری از خاطرات برجا مانده اند و من همچنان، بی اعتنا به خاطرات تلخ در شروع فصلی تازه
با لبخندی برلب جستجو میکنم دوستی را و عشق را
یلدا بر شما مبارک باد
مهتاب علیخانی
برچسب:
نویسنده: پرنیا عباسی